جبران خلیل جبران

۶ ژانویه‌ی ۱۸۸۳ تا ۱۰ آوریل ۱۹۳۱ – لبنانی-آمریکایی

جبران خلیل جبران شاعر، نویسنده و نقاش لبنانی-آمریکایی است. آثار زیادی از این نویسنده و شاعر به‌ جا مانده اما شهرت جهانی او به علت دو کتاب فاخر و پرفروش به نام‌های «دیوانه» و «پیامبر» است که در آمریکا انتشار یافتند. این آثار تاکنون به بیش از صد زبان ترجمه شده‌اند.

جبران خلیل جبران (Gibran Khalil Gibran یا Kahlil Gibran) در ششم ژانویه‌ی 1883 در ناحیه‌ی کوهستانی لبنان به نام البشرّی متولد شد. خانواده‌ی او مسیحی مارونی بودند و مادرش دوزنده‌ای توانا بود؛ اما پدرش نمی‌توانست مخارج خانه را بپردازد و خانواده را به ورطه‌ی فقر می‌کشاند. این نویسنده یک برادر ناتنی و دو خواهر داشت و همواره تا پایان عمر به این سه نفر وابسته بود.

تحصیلات جبران خلیل جبران به علت شرایط اقتصادی خانواده کاملاً ابتدایی سپری شد. کشیش روستا اصول مذهبی و انجیل و همچنین زبان عربی و سریانی را به او می‌آموخت. پدر خلیل جبران در هشت‌سالگی او به علت فرار مالیاتی به زندان افتاد و خانواده که تمام اموالشان مصادره شده بود آواره شدند. از این رو، پس از چهار سال به آمریکا کوچ کردند.

جبران خلیل جبران در 12سالگی ساکن بوستون آمریکا شد و در همان‌جا به مدرسه رفت. در مدرسه نام او را به اشتباه کهلیل جیبران (Kahlil Gibran) ثبت کردند و او با وجود تلاش‌های بسیار نتوانست تا پایان عمر این نام را تغییر دهد.

اوایل دوران کودکی جبران خلیل جبران (1895-1883)

جبران خلیل جبران که بعدها به نام خلیل جبران شناخته شد، در ششم ژانویه 1883 در «بشری» (Bsharri)، روستایی در شمال لبنان، واقع در فلات کوچکی در حاشیه وادی قادیشا، معروف به دره مقدس، متولد شد. خلیل جبران، پدرش-که جبران نام او را به ارث برده بود، در روستای بشری مامور مالیات بود. مادرش «کمیله رحمه»، دختر یک روحانی مارونی، سی سال داشت که جبران را از همسر سوم خود، به دنیا آورد. جبران یک برادر ناتنی بزرگ‌تر، «پیتر»، و دو خواهر کوچک‌تر، «ماریانا» و «سلطانا»، داشت. از همان دوران کودکی، جبران علاقه یادی به طراحی داشت؛ به حدی که اگر کاغذی در خانه پیدا نمی‌کرد، به بیرون می‌رفت و ساعت‌ها وقت می‌گذاشت تا روی برف طراحی کند. وقتی 4 سال داشت، سوراخ‌هایی را در زمین حفر کرد و چند کاغذ را به دقت کاشت؛ به این امید که از این سوراخ‌ها مقدار زیادی کاغذ رشد کند. در سن 6 سالگی، مجذوب برخی از آثار قدیمی لئوناردو داوینچی شد که مادرش به او داده بود. او هرگز آن روزها را فراموش نمی‌کند؛ زیرا کشف لئوناردو برای جبران همانند سوزن قطب‌نما برای کشتی گم شده در مهی بود که آرزوی هنرمند شدن را در او بیدار کرد. پدر جبران به سختی مسئولیت‌های خانواده را به عهده گرفت و درآمد ناچیزی را که داشت به سرعت از بین برد؛ فضای فقر و انتقادات تلخ بر جبران و خانواده سنگینی می‌کرد. در این میان بود که پدرش با اتهام اختلاس مواجه شد. اگرچه کمیله سعی کرد بی‌گناهی همسرش را ثابت کند، اما همسرش مقصر شناخته شد و اموالش به مصادره دولت درآمد. بعد از این ماجرا کمیله دو راه بیشتر نداشت؛ یا باید فقر را تحمل می‌کرد و به زندگی ادامه می‌داد یا برای داشتن زندگی بهتر همراه فرزندانش به ایالات متحده سفر می‌کرد.

مهاجرت جبران خلیل جبران به ایالات متحده (1898-1895)

در 25 ژوئن 1895، مادر با اراده قوی همراه با 4 فرزند خود، راهی سفر به نیویورک شد و پدر را در لبنان تنها گذاشت. خانواده جبران خلیل جبران در بوستون مستقر شدند؛ جایی که کمیله به عنوان دستفروش در خیابان‌ها شروع به کار کرد. جبران تنها عضو خانواده بود که تحصیلات مکتبی را دنبال کرد. سنت‌های خاورمیانه و مشکلات مالی، اجازه ورود خواهران جبران را به مدرسه نمی‌داد. بعدها جبران در زندگی‌اش از آزادی و آموزش زنان حمایت کرد و با خانم‌های دارای اراده قوی، روشنفکر و مستقل نشست و برخاست داشت. خلیل جبران در 30 سپتامبر 1895، تنها دو ماه پس از ورود به ایالات متحده وارد مدرسه شد. به دلیل نداشتن تحصیلات رسمی، وارد کلاس رتبه بندی نشده‌ای شد که مخصوص کودکان مهاجر بود تا زبان انگلیسی را از ابتدا یاد بگیرد. با تلاش زیاد کمیله، وضعیت مالی خانواده کمی بهبود یافت و پس اندازها به پیتر (برادر بزرگ خانواده) کمک کرد یک مغازه در آمریکا باز کند و هر دو خواهر جبران بتوانند آنجا کار کنند.

بازگشت خلیل جبران به لبنان (1902-1898)

بخشی از بیوگرافی جبران خلیل جبران مربوط به بازگشت او به لبنان است. در سال 1898 جبران به بیروت رفت تا در کالج «La Sagesse» که در رابطه با برنامه‌های ناسیونالیستی و تاریخ و مراسمات مذهبی فعالیت داشت، ثبت نام کند.

جبران در دوران دانشجویی مورد توجه معلمان و سایر دانشجویان قرار گرفت و رفتار عجیب، اعتماد به نفس بالا و موهای بلندش آن‌ها را تحت تاثیر قرار داد. معلم عربی جبران در او «قلبی دوست داشتنی اما کنترل شده، عقل سرکش و چشمی که همه چیز را می‌بیند» می‌دید. با این حال، فضای سختگیرانه و منضبط کالج مورد پسند جبران نبود. او وظایف مذهبی‌اش را نادیده می‌گرفت، در کلاس‌ها شرکت نمی‌کرد و طرح‌هایی رو کتاب‌ها می‌کشید. جبران در کالج با «جوزف هوایک» آشنا شد و همراه او مجله‌ای به نام «المناره» (Al Manara) را راه اندازی کرد که حاوی نوشته‌های آن دو و نقاشی‌های جبران بود. جبران خلیل جبران به طور کامل به ادبیات عرب قدیم و جدید مسلط بود. او زبان فرانسوی را آموخت و در مطالعاتش به ویژه در شعر، بسیار باهوش و قوی بود. در تعطیلات تابستانی خود در بشری، جبران عاشق یک زن جوان زیبا شد، اما اولین رابطه عاشقانه او ناموفق بود؛ به همین دلیل خیلی زود به بوستون برگشت. چندین سال بعد این عشق نافرجام را در «The Broken Wings» شرح می‌دهد. در سال 1902، جبران با اطلاع یافتن از بیماری وخیم خواهرش، سلطانا، به سرعت به بوستون برگشت.

مرگ اعضای خانواده خلیل جبران و بازگشت به آمریکا (1905-1902)

سلطانا در 4 آوریل سال 1902 در سن 14 سالگی در اثر سل درگذشت؛ او اولین مورد از سه مورد مرگ خانوادگی طی چندین ماه بود. پیشرفت بیماری سرطان مادر جبران او را مجبور کرد تجارت خانوادگی‌اش (فروشگاه) را که برادر ناتنی‌اش پیتر رها کرده بود صاحب شود. اداره کردن فروشگاه برای جبران بار سنگینی بود و او را از پرداختن به کارهای هنری محروم می‌کرد. طی این مدت، هلند دی سعی داشت با دعوت جبران به نمایش‌ها و جلسات هنری، حواس او را پرت کند و کاری کند جبران از جو مرگ، فقر و بیماری خانه فراری شود. ماه بعد پیتر با بیماری سختی که داشت، به بوستون برگشت و چند روز بعد در 12 مارس درگذشت. کمی بعد مادرش در 28 ژوئن همان سال فوت کرد و جبران را با خواهرش ماریانا تنها گذاشت. «ژوزفین پی بادی»، شاعر و روشنفکر جوان بوستونیایی، آرام آرام قلب جبران را تسخیر کرد و به یک شخصیت تاثیرگذار در زندگی او تبدیل شد. مراقبت‌ها و توجهات او به جبران کمک کرد دردهایش را کاهش دهد و همچنین در حرفه خود پیشرفت کند.

مرگ اعضای خانواده خلیل جبران و بازگشت به آمریکا (1905-1902)

سلطانا در 4 آوریل سال 1902 در سن 14 سالگی در اثر سل درگذشت؛ او اولین مورد از سه مورد مرگ خانوادگی طی چندین ماه بود. پیشرفت بیماری سرطان مادر جبران او را مجبور کرد تجارت خانوادگی‌اش (فروشگاه) را که برادر ناتنی‌اش پیتر رها کرده بود صاحب شود. اداره کردن فروشگاه برای جبران بار سنگینی بود و او را از پرداختن به کارهای هنری محروم می‌کرد. طی این مدت، هلند دی سعی داشت با دعوت جبران به نمایش‌ها و جلسات هنری، حواس او را پرت کند و کاری کند جبران از جو مرگ، فقر و بیماری خانه فراری شود. ماه بعد پیتر با بیماری سختی که داشت، به بوستون برگشت و چند روز بعد در 12 مارس درگذشت. کمی بعد مادرش در 28 ژوئن همان سال فوت کرد و جبران را با خواهرش ماریانا تنها گذاشت. «ژوزفین پی بادی»، شاعر و روشنفکر جوان بوستونیایی، آرام آرام قلب جبران را تسخیر کرد و به یک شخصیت تاثیرگذار در زندگی او تبدیل شد. مراقبت‌ها و توجهات او به جبران کمک کرد دردهایش را کاهش دهد و همچنین در حرفه خود پیشرفت کند.

در سال 1904، جبران شروع به نوشتن مقالات برای روزنامه عربی «المهاجر» (Al Muhajer) کرد؛ که اولین اثر مکتوب منتشر شده او بود. نخستین موضوعی که منتشر کرد Vision نام داشت؛ مقاله‌ی عاشقانه‌ای که پرنده‌ای در قفس را به تصویر کشید. نوشته‌های عربی او حس محاوره‌ای داشت و همین امر باعث شد راحت‌تر در دسترس مخاطبان قرار بگیرد. به گفته جبران، قواعد زبان باید شکسته شوند؛ به همین دلیل او نویسندگان عرب را تشویق می‌کرد تا از سنت خارج شوند و به دنبال شیوه‌های فردی باشند. در بخش دیگری از زندگینامه جبران خلیل جبران چنین آمده است که در طول زندگی، نوشته‌های عربی‌اش به اندازه انگلیسی مورد استقبال واقع نشد و همین امر منجر شد جبران بیشتر روی نوشته‌های انگلیسی‌اش تمرکز کند. اولین اثر مکتوب جبران با نامNubthah Fi Fan al Musiqa(موسیقی)، در سال 1905 به زبان عربی منتشر شد.

آخرین سال‌های زندگی و مرگ جبران خلیل جبران

در سال 1923، جبران مکاتبه نزدیکی با نویسنده و روشنفکر عرب، «می زیاده» (May Ziadeh) داشت. نامه نگاری در سال 1912 آغاز شد؛ زمانی که او برای جبران نامه نوشت و خاطر نشان شد چقدر از داستان بال‌های شکسته (The Broken Wings) متاثر شده است. می زیاده، نویسنده روشنفکر و مدافع فعال حقوق زنان بود. او در فلسطین به دنیا آمده بود و از سال 1908 به قاهره رفته بود تا پدرش آنجا دفتر روزنامه خود را راه اندازی کند. می همانند جبران، به زبان‌های انگلیسی، عربی و فرانسوی مسلط بود و در سال 1911، اشعار خود را با نام مستعار «Isis Copia» منتشر کرد. می عقیده داشت داستان بال‌های شکسته برای او خیلی لیبرال است، اما موضوع حقوق زنان که اشتیاق مشترکی بین او و جبران بود، او را خیلی تحت تاثیر قرار داده است. کمی بعد، می جایگزین نقش ماری به عنوان ویراستار شد. تا سال 1921 جبران عکس او را دریافت کرد و تا پایان عمر با هم مکاتبه داشتند. نقش ماری در حرفه نویسندگی جبران به تدریج رو به کاهش بود، اما هنگامی که جبران سرمایه گذاری‌های بدی انجام داد، ماری همچنان به کمک او آمد. او همیشه امور مالی جبران را اداره می‌کرد و همیشه کنار او حضور داشت تا او را از وضعیت بد مالی نجات دهد. با این حال ماری در سال 1923 تصمیم خود را برای زندگی با جبران تغییر داد و در سال 1926، زندگی جدیدی را با همسر دومش شروع کرد. پس از این حرکت، جبران هنوز هم به ماری اعتماد داشت و در مورد قسمت‌های دوم و سوم پیامبر که قصد نوشتنش را داشت به او گفت. پروژه جبران به دلیل وخامت وضعیت جسمانی او و وقت زیادی که صرف نوشتن طولانی‌ترین کتاب انگلیسی خود، عیسی فرزند انسان، کرده بود، هرگز به پایان نرسید.

همان‌طور که حضور ماری به تدریج در زندگی جبران خلیل جبران کمرنگ‌تر می‌شد، جبران دستیار جدید به نام «هنریتا برکنریج» (Henrietta Breckenridge) را استخدام کرد که نقش مهمی را در سازمان‌دهی آثار وی، کمک به او در ویرایش نوشته‌هایش و مدیریت استودیو بر عهده داشت. در سال 1926، جبران به یک چهره مشهور بین‌المللی تبدیل شد و شروع به همکاری با فصلنامه «The New Orient» کرد. در همان سال جبران شروع به نوشتن کتاب عیسی فرزند انسان کرد. در ژانویه 1927، ماری این کتاب را ویرایش کرد. در سال 1928، سلامتی جبران در حال بدتر شدن بود و به دلیل وضعیت عصبی، درد بدنش بیشتر شد؛ تا آنجا که جبران به سمت مصرف الکل کشیده شد. در نوامبر 1928، عیسی فرزند انسان منتشر شد و بازخوردهای خوبی را از مطبوعات محلی دریافت کرد. به عقیده محافل هنری زمان آن رسیده بود که از جبران خلیل جبران تجلیل شود و در سال 1929، همه جوامع به او ادای احترام کردند. به افتخار موفقیت ادبی او، گلچین ویژه‌ای از آثار اولیه جبران با عنوان «Al Sanabil» توسط «Al Rabitat» منتشر شد. در سال 1930، نوشیدن الکل زیاد برای رهایی از درد کبد، بیماری او را تشدید کرد و امیدهای او برای به اتمام رساندن بخش دوم کتاب پیامبر کاهش یافت. در 10 آوریل 1931، جبران به دلیل گسترش سرطان کبد در سن 48 سالگی در بیمارستانی در نیویورک درگذشت. برای گرامیداشت مرگ وی در ایالات متحده و همچنین لبنان، دو روز عزای عمومی اعلام شد.

ورود جبران خلیل جبران به عرصه‌ی هنر

یک سال پس از ورود به مدرسه، استعداد هنری جبران خلیل جبران توسط معلمش کشف شد و او را به فِرِد هلند دی که عکاس و ناشری مشهور بود، معرفی کرد. این ناشر دانا خلیل جبران را با اساطیر یونان، ادبیات جهان و همچنین عکاسی آشنا کرد و مسیر هنر را به او نشان داد. در این دوران، خلیل جبران در تصویر‌سازی کتاب‌ها و کشیدن پرتره به مهارت رسید.

جبران خلیل جبران در طول سه سال اقامت در بوستون به کمک هلند دی وارد حلقه‌ی بوستونی‌ها شد و به شهرت رسید، اما عشق به وطن این هنرمند را دوباره به زادگاهش لبنان فرامی‌خواند. بنابراین برای ادامه‌ی تحصیل به بیروت رفت و وارد مدرسه الحکمه شد که مؤسسه‌ی آموزش عالی مارونی بود. او در این دوره به زبان عربی تسلط یافت.

در سال 1902، این نویسنده‌ی نابغه به بوستون بازگشت. یک سال بعد، مادر و خواهر و برادرش بر اثر بیماری فوت کردند. اما جبران خلیل جبران به علت حمایت‌های خواهر دیگرش از این غم عبور کرد و فعالیت‌های هنری خود را ادامه داد.

در سال 1904، جبران خلیل جبران به کمک شاعری مشهور به نام ژوزفین پرستون پیبادی توانست نمایشگاهی از آثار خود را در استودیوی دی بوستون برپا کند. در زمستان همان سال، استودیوی دی آتش گرفت و تمامی آثار هنری جبران خلیل جبران از بین رفت. از آن پس، او نوشتن را در یک روزنامه‌ی عربی با نام مهاجر آغاز کرد.

شروع نویسندگی حرفه‌ای جبران خلیل جبران

یک سال پس از آتش‌سوزی، جبران خلیل جبران اولین کتاب خود را با نام «موسیقی» منتشر کرد. این اثر از نظر فنی بسیار ناپخته بود، اما شور و حرارتش خواننده را جذب می‌کرد.

خلیل جبران اثر دوم را در سال 1906 منتشر کرد. نام این کتاب «عروسان دشت» بود و سه داستان کوتاه داشت. سال 1908، اثر سوم جبران خلیل جبران با نام «ارواح سرکش» انتشار یافت که به مسائل اجتماعی آن دوران می‌پرداخت و مورد خشم روحانیون واقع شد. همچنین دولت لبنان آن را به شدت محکوم کرد.

پس از انتشار این آثار، جبران خلیل جبران برای تقویت مهارت نقاشی به فرانسه رفت و مجموعه‌ای از پرتره‌های مدادی از هنرمندان را کشید. سپس به انگلستان رفت تا مهارت‌آموزی را ادامه دهد و سرانجام در 1911 به نیویورک رفت و تا پایان عمر در همان‌جا ماند و به مقاله‌نویسی، نوشتن داستان کوتاه و نقاشی پرداخت.

کتاب «بال‌های شکسته» اثر بعدی خلیل جبران بود که آن را در نیویورک منتشر کرد و با اقبال زیادی مواجه شد. بیشتر آثار جبران خلیل جبران تا سال 1918 به زبان عربی نگارش می‌شد و پس از آن، خلیل جبران بسیاری از کتاب‌هایش را به انگلیسی می‌نوشت که اولین اثر او به این زبان کتاب «دیوانه» بود.

معروف‌ترین کتاب جبران خلیل جبران که برای او شهرت جهانی آورد کتاب «پیامبر» است که در سال 1923 و به زبان انگلیسی منتشر شد. طی دو سال، تمام نسخه‌های چاپ اول این کتاب به فروش رسید و تاکنون میلیون‌ها نسخه‌ی آن خریداری شده است. می‌توان گفت پیامبر اوج شهرت این نویسنده را متجلی کرد.

جبران خلیل جبران در دهم آوریل سال 1931 در 48سالگی بر اثر بیماری سیروز کبدی چشم از جهان فروبست. او هرگز تابعیت ایالات متحده را نگرفت و اصرار داشت که حتماً در زادگاهش، لبنان، دفن شود. بنابراین پیکر او را در صومعه‌ای در لبنان به خاک سپردند و آن مکان اکنون به عنوان موزه‌ی جبران شناخته می‌شود.

بهترین کتاب‌های جبران خلیل جبران‌

جبران خلیل جبران نویسنده‌ای بسیار پرکار بود و آثار بسیاری از خود به‌ جا گذاشت که از جمله‌ی آن‌ها می‌توان به 28 کتاب و 81 مقاله اشاره کرد. بهترین کتاب‌های جبران خلیل جبران عبارت‌اند از:

کتاب پیامبر (The Prophet): پیامبر کتابی شامل 26 مقاله‌ی منظوم است که یکی از پرفروش‌ترین آثار عرفان عامه بوده است. این اثر به بیش از ده‌ها زبان ترجمه شده و اگرچه بسیاری از منتقدان شعر جبران را متوسط می‌دانستند، پیامبر برای چندین نسل در میان جوانان آمریکایی ارج و قرب مذهبی بسیار زیادی یافته بود. چهارچوب روایت جبران خلیل جبران در این کتاب حکایت از آن دارد که پیامبر در شرف سوار شدن به کشتی است و پس از 12 سال اقامت در یک شهر قصد رفتن به خانه را دارد، در این بین گروهی از ساکنان شهر متوقفش کرده و از او می‌خواهند تا درباره‌ی اسرار زندگی با آن‌ها صحبت کند. پیامبر این کار را انجام می‌دهد و از موضوعات دیگری همچون عشق، ازدواج، زیبایی، عقل، اشتیاق و مرگ نیز سخنان مهمی به زبان می‌راند.

کتاب دیوانه (The Madman): در ابتدای این اثر، راوی داستان دیوانه می‌شود و علت دیوانگی‌اش را توضیح می‌دهد. در ادامه، داستان‌های کوتاه همراه با تمثیل‌های فراوانی را می‌خوانیم که مضمونی عارفانه و همچنین شاعرانه دارند. این کتاب را نویسنده از همان ابتدا به زبان انگلیسی نوشت و با استقبال بسیار زیاد دوست‌داران ادبیات عرفانی مواجه شد.

در سایت و اپلیکیشن کتابراه، کتابی با عنوان «مجموعه‌ی بهترین‌های جبران خلیل جبران» وجود دارد که در آن گزیده‌ای از زیباترین داستان‌های کوتاه این نویسنده در زمینه‌ی مفاهیم عرفانی و صوفیانه گردآوری شده‌اند. شما می‌توانید پس از مطالعه‌ی دو کتاب مشهوری که در بالا به آن‌ها اشاره کردیم، از طریق سایت یا اپلیکیشن کتابراه نسخه‌ی الکترونیکی این اثر را تهیه کنید و از مطالعه‌ی این داستان‌های کوتاه لذت ببرید.

سبک نگارش و دیدگاه‌های جبران خلیل جبران‌

آثار ادبی و هنری جبران خلیل جبران بسیار رمانتیک است و نویسنده این آثار را تحت تأثیر کتاب مقدس، فریدریش نیچه و ویلیام بلیک خلق کرده است. نوشته‌های او به هر دو زبان عربی و انگلیسی به مضامینی چون عشق، مرگ، طبیعت و اشتیاق به وطن می‌پردازد و سرشار از طغیان غنایی و بیانگر ماهیت عمیق مذهبی و عرفانی نویسنده است.

جوایز و افتخارات جبران خلیل جبران

جبران خلیل جبران در دوران حیات خود مورد تشویق بسیاری از هنرشناسان و مخاطبان خود قرار گرفت و پس از مرگش، در سال 1999، بنیاد مؤسسه‌ی عرب آمریکایی جایزه‌ای با عنوان «روح بشریت خلیل جبران» را تعریف کرد تا این جایزه هر سال به افراد، سازمان‌ها و مؤسساتی اهدا شود که در زمینه‌ی ارتقای درک تنوع نژاد و ملیت و مذهب فعالیت می‌کنند.

در صورتی که به آثار عارفانه و عمیق علاقه‌مندید، توصیه می‌کنیم مطالعه‌ی آثار جبران خلیل جبران را در اولویت خود قرار دهید. برای سهولت در تهیه‌ی کتاب‌ها می‌توانید وارد سایت یا اپلیکیشن کتابراه شوید و با مطالعه‌ی کتاب‌های این نویسنده، با افکار و عقاید او بیشتر آشنا شوید.

کتاب های جبران خلیل جبران

  • کتاب زیبایی زندگی
  • کتاب نامه‌های عاشقانه‌ی یک پیامبر
  • کتاب خوشه‌های دانایی
  • کتاب آوای جبران
  • کتاب پیامبر و دیوانه
  • کتاب جوهر جان
  • کتاب باغ پیامبر و سرگردان
  • کتاب نامه‌های عاشقانه
  • کتاب دلواپس شادمانی تو هستم
  • کتاب پیامبر
  • کتاب شعر جهان عرب
  • کتاب داستان‌های جیران خلیل جبران
  • کتاب خرد جاودانه
  • کتاب ماسه و کف و خدایان زمین
  • کتاب آواره و خدایان زمین
  • کتاب آیا آدم ندید؟
  • کتاب زیبای خفته
  • کتاب دیوانه
  • کتاب مجموعه جبران خلیل جبران
  • کتاب عیسی، پسر انسان
  • کتاب پیامبر و باغ پیامبر
  • کتاب آوازهای دل پیامبر
  • کتاب تندیس پیامبر
  • کتاب پیامبر و رازهای دل
  • کتاب سیمای خویشتن
  • کتاب شاخه یاس
  • کتاب ارواح سرکش
  • کتاب شن و کف دریا
  • کتاب سرگردان
  • کتاب مرگ پیام آور
  • کتاب شعله‌ی کبود
  • کتاب صدای سخن عشق
  • کتاب کوچک عشق و فرزانگی
  • کتاب حروف آتشین
  • کتاب قلب تو شاعر است
  • کتاب نوگفته‌ها و نکته‌ها
  • کتاب حمام روح
  • کتاب نوشته‌های گونه‌گون
  • کتاب کاروان‌ها و طوفان‌ها
  • کتاب دیوانه و پیشتاز
  • کتاب نامه‌ها
  • کتاب اشک‌ها و لبخندها
  • کتاب موسیقی و عروسان دشت
  • کتاب بال‌های شکسته
  • کتاب قصه عشق
  • کتاب صدای بال برفی فرشتگان

 

 

Was this helpful?

0 / 0

دیدگاهتان را بنویسید 0

Your email address will not be published. Required fields are marked *